مانی کوچولو واکسن می زنه
عزیز دلم امروز 56 روزه شدی. قرار بود پایان دوماهگیت ببریمت برای چکاپ که منشی دکتر گفت همین امروز بریم که سر دکتر خلوت باشه. خدا را شکر همه چیزت خوب بود به غیر از اینکه وقتی دکتر تو را سرپا نگه داشت اصلا روی پاهات نمی استادی و دکتر گفت حتما هر روز تو را تمرین بدیم که بایستی وگرنه پاهات ضعیف می مونه و دیر راه می افتی
وزن و قد و دور سرت توی 56 روزگی به ترتیب 5650-59 و 39 بود و همین امروز واکسن دوماهگیتو زدیم. بابایی که کمک دکتر پاهاتو گرفته بود تا واکسنتو بزنه می گفت داشتی می خندیدی که دکتر آمپولو بهت زده. الهیییییییییی من بمیرم که درد کشیدی. اما تو بچه خوبی بودی و تا 4 ساعت بعدش ناآرومی نکردی اما بعد از 4 ساعت با جیغ و گریه از خواب بیدار شدی. این هم یه عکس یادگاری غم انگیز که خاله عصر امروز ازت گرفت:

یکی از چیزای مورد علاقه تو زیرانداز انگری بردزی هست که مامان جون برات آماده کرده تا موقعی که غذاخور می شی بشینی روشو هرچی دلت می خواد کثیف کاری بکنی. یه روز بابایی ترا به صورت دمر گذاشت روش تا سرو گردنتو بیاری بالا. اما تو در عوض انقدر جذب توتوهای زیرانداز شده بودی که حاضر نبودی سرتو بالا بیاری. به خاطر همین هم بابایی تصمیم گرفت قضیه را برعکس کنه(عکس زیر) و از اون به بعد این کار شد یکی از راههای سرگرم کردنت:



مانی کوچولو واکسن می زنه
