مانی کوچولو می ره گلابگیری
عزیز دلم
هر روز بیشتر از روز قبل خدا را به خاطر داشتن تو پسر خوب شکر می کنم. این روزا ثابت کردی که خیلی پسر خوب و نجیبی هستی. تو مهمونی، تو مسافرت ، بیرون خونه و هرجای دیگه حتی وقتی از ساعت خوابت گذشته و کلافه ای اصلا اذیت نمی کنی. بارها شده که خواب بودی و مجبور بودیم بیدارت کنیم و جابجا بشیم اما خم به ابرو نمی یاری و بدون اینکه کمترین غر غری بکنی همچنان می خندی. انشالله که همیشه خوش اخلاق و خنده رو باشی
هفته قبل به اتفاق خونواده خاله زهره و دایی مهدی و مامان جون رفتیم گلاب گیری قمصر و نیاسر. خیلی خوش گذشت و مهمترین علت خوش گذشتنش هم وجود تو پسر خوب و خوش اخلاق بود. توی قمصر ت اولین برخورد با دایی و خاله و بچه ها غریبی کردی و زدی زیر گریه. دایی مهدی هم از فرصت استفاده کرد و از مرواریدای غلتونت عکس گرفت:

این عکس کوچولوی من توی باغ گل محمدی:

بعد از قمصر راهی نیاسر شدیم . اونجا واسه گل پسرم گل محمدی خریدیم تا گل بارونش کنیم اما چون باید از قبلش حمومت می کردیم و بعد گلا را می ریختیم روت این کارو گذاشتیم واسه خونه. اینم عکسای گل بارون پسرم که طی مراسمی با حضور آرینا و رومینا و علی کوچولو تو خونه مامان جون انجام شد:


و اما ....
بعد از برگشتن از اصفهان تو مسیر تهران یه سر رفتم قم زیارت حضرت معصومه و تو کوچولوی من برای اولین بار شدی زائر حضرت معصومه(ع). تو حرم کل حواست جمع لوسترای حرم بود و چشم از لوسترا و آینه کاریا برنمی داشتی. این عکس زائر کوچولوی من:

زیارتت قبول کوچولوی من


مانی کوچولو می ره گلابگیری
