مانی کوچولو بدخواب می شه
گل پسرم
این روزا خیلی ناآرومی می کنی و همه ش می خوای بغلت کنم و راه برم. اصلا هم خوب نمی خوابی. یک ساعت و نیم طول می کشه تا بخوابونمت و به محض اینکه می گذارمت توی جات بیدار می شی. شبا هم که بیدار می شی و یکی دو ساعت فقط نق می زنی. نمی دونم چرا این طوری شدی ولی امیدوارم روزای بهتری پیش رو باشه و تو عاقلتر و بهتر بشی. این عکس تو بعد از کلی و سرو کله زدن باهات برای خواب و گریه زاری کردن تو بالاخره رضایت دادی که به جای اینکه بغلت کنم و راه برم با کالسکه جابجات کنم. آخرشم تو همون کالسکه خوابت برد:

کارای قشنگ تو تو این روزا اینا هستن:
هر بار که لباست و صاف و مرتب می کنم و پیرهنت و می گذارم تو شلوارت بلافاصله چنگ می ندازی و پیرهنتو می کشی بیرون
پتو را می ندازی رو صورتت و بعدش می زنی کنار و می خندی. انگار می خوای بازی کنی
راستی اینم بگم که از همین الان داری نشون می دی که بچه درس خون و اهل مطالعه ای هستی:



مانی کوچولو بدخواب می شه
